X
تبلیغات
رایتل

روز زن و مادر گرامی باد

دوشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1390

روز مادر مبارک

دعای مادر

محمد بن علی ترمذی، از عالمان ربانی و دانشمندان عارف مسلک بود. در عرفان و طریقت، به علم بسیار اهمیت

می‏داد؛ چنان که او را «حکیم الاولیاء» می‏خواندند.

در جوانی با دو تن از دوستانش، عزم کردند که به طلب علم روند. چاره‏ای جز این ندیدند که از شهر خود، هجرت

کنند و به جایی روند که بازار علم و درس، در آن جا گرم‏تر است.

محمد، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد.

مادرش غمگین شد و گفت:ای جان مادر!من ضعیفم و بی‏کس و تو حامی من هستی؛ اگر بروی، من چگونه روزگار

خود را بگذرانم. مرا به که می‏سپاری؟ آیا روا می‏داری که مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوی؟


از این سخن مادر، دردی به دل او فرود آمد. ترک سفر کرد و آن دو رفیق، به طلب علم از شهر بیرون رفتند.


مدتی گذشت و محمد همچنان حسرت می‏خورد و آه می‏کشید.روزی در گورستان شهر نشسته بود و زار

می‏گریست و می‏گفت: «من این جا بی‏کار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتی باز آیند، آنان

عالم‏اند و من هنوز جاهل.» ناگاه پیری نورانی بیامد و گفت: «ای پسر!چرا گریانی؟» محمد، حال خود را باز گفت.

پیر گفت: «خواهی که تو را هر روز درسی گویم تا به زودی از ایشان در گذری و عالم‏تر از دوستانت شوی؟» گفت:

«آری، می‏خواهم.» پس هر روز، درسی می‏گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن معلوم شد که آن پیر نورانی، خضر

(ع) بود و این نعمت و توفیق، به برکت رضا و دعای مادر یافته است.