X
تبلیغات
رایتل

طنز رزم virusو رستم

جمعه 12 اسفند‌ماه سال 1390


کنون رزم virusو رستم شنو


دگرها شنیدستی این هم شنو


  


که اسفندیارش یکی diskداد


بگفتا به رستم که ای نیکزاد



در این diskباشد یکی fileناب


که بگرفتم از siteافراسیاب


برو حال­ می کن بدین diskهان!


که هم نون و هم آب باشد در آن



تهمتن روان شد سوی خانه اش


شتابان به دیدار رایانه اش


 


چو آمد به نزد رایانه  اش


بزد ضربه بر دکمه powerاش


 


دگر صبر و آرام و طاقت نداشت


مران diskرا در driveاش گذاشت


 


نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت


یکی listاز rootدیسکت گرفت


 


در ان diskدیدش یکی fileبود


بزد enterآنجا و اجرا نمود


 


کزان یک پاورپوینت آمد عیان


به فیلم و به موزیک و شرح و بیان


 


 


به ناگه چنان سیستمش کرد Hang


که رستم در آن ماند مبهوت و منگ


 


چو رستم دگر باره resetنمود


همی کرد هنگ و همان شد که بود


 


تهمتن کلافه شد و داد زد


ز بخت بد خویش فریاد زد


 


 


چو تهمینه فریاد رستم شنود


بیامد که لیسانس رایانه بود


 


بدو گفت رستم همه مشکلش


وز ان diskو برنامه خوشگلش


 


چو رستم بدو داد قیچی و ریش


یکی سی دی bootآورد پیش


 


یکی toolkitاندر آن diskبود


بر آورد آن را و اجرا نمود


 


همی گشت toolkitهارد اندرش


چو کودک که گردد پی مادرش


 


به ناگه یکی رمز virusیافت


پی حذف امضای ایشان شتافت


 


چو virusرا نیک بشناختش


مر از boot sectorبر انداختش


 


یکی ضربه زد بر سرش toolkit


که هر بایت ان گشت هشتاد bit


 


به خاک اندر افکند virusرا


تهمتن به رایانه زد بوس را


 


چنین گفت تهمینه با شوهرش


که این بار بگذشت از پل خرش


 


دگر باره اما خریت مکن


ز رایانه اصلا تو صحبت مکن


 


قسم خورد رستم به پروردگار


نگیرد دگر diskاز اسفندیار